غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

586

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

از طرب‌سراى ناهيد درگذشت نظم مژده ايدل كه مسيحانفسى مىآيد * كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش * زده‌ام فالى و فريادرسى مىآيد . گفتار در بيان ارتفاع پايهء قدر و منزلت شاهزاده عالميان ابو النصر سام ميرزا بتفويض ايالت ممالك خراسان و معمور شدن آن بلدان بيمن معدلت انيس الحضرة البهيه و جليس العتبة العليه درمشخان چون ارادت قادر بيچون و مشيت صانع كن فيكون برطبق ( وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ) مقتضى آن گشت كه دست حيف و تعدى نواب امير خان از دامان عرض و مال اهالى خراسان كوتاه گردد و مضمون بصدق مقرون ( اذا اراد اللّه بقوم خيرا سلط عليهم ملكا عالما عادلا ) ظاهر شده در اطراف آن بلدان فراغت و امنيت بوقوع پيوندد رأى گيتى آراى پادشاه كشورگشاى بعد از اطلاع بر صور مذكوره و حوادث مسطوره بر آن قرار گرفت كه شاهزاده طهماسب را بپايهء سرير اعلى طلبيده امير خان را از حكومت آن مملكت معزول سازد و شاهزاده سام را نامزد سلطنت دار الملك ميرزا شاهرخ كرده لواء معدلت انيس الحضرت درمشخان را در اطراف امصار خراسان برافرازد و فرمان جهانمطاع براينجمله صدور يافته منشيان بارگاه ( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ) منشور فايض النور ايالت آنولايت را از سرحد سمنان تا كنار آب‌آمويه باسم سامى و لقب گرامى ابو النصر سام ميرزا مرقوم گردانيدند و طغرانويسان درگاه ( إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ ) پروانچهء نفاذ امر و جريان فرمان درمشخان را در ممالك بتوقيع وقيع ( إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ) رسانيدند و يكى از نواب بلند جناب از پايهء سرير اعلى اعلاء اللّه تعالى نزد درمشخان كه در النك خرقان اقامت داشت رفته معروض داشت كه حاكم همايون برينموجب صادر گشته كه موكب عالىخانى بر سبيل استعجال بجانب خراسان شتابد و جناح مرحمت و احسان بر مفارق متوطنان آن بلدان مبسوط سازد تا بيش ازين اختلال باحوال ملك و مال راه نيابد و انيس الحضرة انگشت قبول بر ديده نهاده عنان‌يكران بجانب مقصد انعطاف داد و چون متصور بود كه هرگاه امير خان از توجه موكب انيس الحضرة بصوب خراسان وقوف يابد بنابر توهمى كه بسبب شهادة امير غياث الدين محمد عليه الرحمه بر ضميرش استيلا يافته بود گردن از طوق اطاعت فرمان پيچد و پاى در وادى عصيان نهد در اثناء راه درمشخان و زينل خان مكتوبات محبت‌آميز بامير خان نوشتند مضمون آنكه ايالت خراسان بدستور معهود متعلق بآنجنابست ما بجهة كومك متوجه آنجانب شده‌ايم